بازیهای محلی گیلان
میان درگنه بازی ای است که یک مستطیل 40 تا 45 متر روی زمین می کشند و این بازی با یک توپ دستی است و تعداد نفرات باید 4 تا 6 نفر باشد و دو گروه می شوند گروهی وسط و گروه دیگر در دو طرف زمین با توپ آنها را میزنند اگر توپ را یکی بگیرد می تواند یکی از یاران خود را داخل زمین بیاورد در غیر این صورت اگر تا نفر آخر هم با توپ زدند می بازند و گروه دیگر به داخل زمین می آیند .
مچولوسه : برای این بازی زمینی به اندازه 30 تا 35 متر مربع یا مستطیل یا دایره روی زمین می کشیم و وسط آن را یک دایره تا مساحت یک متر مربع روی زمین کشیده می شود در این بازی نفرات باید تا بیش از 5 نفر باشند و یک نفر با یک پا دنبال بقیه می رفت تا آنها را بگیرد یا با دست به آنها بزند و اگر خسته شد می توانست بر روی دایره مرکزی روی دو پا استراحت کند و دوباره دنبال بقیه کند البته دیگران هم نمی توانند از آن مساحت 30 تا 35 متری بیرون برود و اگر بیرون بروند و یا کسی که آنها را دنبال می کند آنها را بزند باخته است و او باید به دنبال بچه یک پا برود و آنها را بگیرد
این بازی جز آن دسته از بازی های مردانه است که در فصل بهار توسط مردان به اجرا در می آید. شرکت کنندگان ابتدا به دو گروه مساوی تقسیم می شود، سپس چال و گودال کوچکی در یک محلی که به عنوان مبدا یا مقصد اول است حفر می کنند. سپس دو قطعه چوب یکی به طول 20 سانتی متر و قطر 5 سانتی متر ودیگری به طول یک متر و همان قطر آماده می کنند. برای شروع بازی با استفاده از یک سنگ کوچک و صاف تر خشک می کنند و هر تیمی که نوبت قرعه به وی رسید روی چال می ماند وگروه دیگر به فاصله 20 الی 30 متری قرا ر می گیرند.
تیم آغاز گر با قرار دادن یک قطعه چوب کوچک که در اصطلاح محلی به آن گلهgale می گویند، به صورت افقی بر روی چال به وسیله چوب دستی که به آن پیت pit می گویند بازی را آغاز می کنند.
زمانی که چوب کوچک به طرف افراد تیم مقابل می رودآانان سعی می کنند که قبل ا ز فرو د آمدن به زمین یا با دست بگیرند و یا این که با چوب دستی های خود آن را بزنند، چنانچه موفق به این کار شوند، آن فرد با زنده ونوبت نفر بعدی است، ولی اگر موفق به این کار نشدند با چوب دستی سعی می کنند آن را دورتر نمایند، در همین لحظه فردی که بازی را آغاز کرده از محل شروع تا نقطه ای که چوب کوچک یا گله به زمین افتاده باید با صدای بلند بدون نفس کشیدن بگوید: یا علی، یا علی.
چنانچه قبل از افتادن چوب صدایش قطع شود بازند می شود، وگر نه برنده شده و مجدداً خودش بازی می کند. این کار ادامه دارد تا اینکه افراد یک تیم از نظر تعداد بازنده ها بیشتر شود. در خاتمه تیمی که با زنده شد باید از قسمت اول تا جایی که حریف تعیین می کند بر پشت آنان سوار شوند.
نماد اجرای این بازی نشان دهنده قدرت تنفس ومهارت وچابکی افراد است. یادآوری می کنم که افرادی که در حین طی کردن مسیر اول تا محل ا فتاده گله می باشد در حالت دویدن این این عمل را انجام می دهند.
بازي با يك عد چوب بزرگ به اندازه چوب دستي و يك عد چوب كوچك حدود بيست سانتي كه دو طرف آن را مانند قلم تراشيده اند انجام مي گيرد بدين صورت كه افراد به دو گروه چند نفره تقسيم مي شوند و مكاني را به عنوان مبدا بازي انتخاب مي كنند كه به زبان محلي به آن «گال » مي گويند و با تخته سنگي بزرگ كه آن را عمود بر روي زميبن قرار مي دهند مشخص مي شود .
شروع بازي توسط هر تيمي توسط قرعه انجام مي گيرد و انجام آن نيز بدين صورت است كه هر يك از اعضاء گروه چوب كوچك را بر روي زمين قرار مي دهند و با زدن ضربه بر روي لبه آن ، آن را روي زمين بلند مي كنند و سپس با زدن ضربه اي ديگر آن را از نقطه اي كه در چند متري «گال » قرار دارد و اصطلاحا مرز ناميده مي شود.
به نقطه اي دور پرت مي كنند وتا فبل از گذشتن چوب كوچك يا همان «قيط» از محل مرز ۳ بار مي توانند با چوب بزرگ با آن ضربه بزنند .افراد گروه مقابل چوب كوچك يا « قيط» را بر داشته و به طرف تخته سنگ اشاره شده و يا همان«گال » پرتاب مي كنند و اگر «قيط» به « گال » اصابت كرد فرد از دور بازي كنار مي رود و اصطلاحا سو خته مي شود و نوبت را فرد ديگري از گروه خو د مي دهد .
واگر « قيط» به « گال » اصابت نكرد او عمل قبلي را تكرار مي كند و تا سه بار اين عمل را تكرار مي كند و در پايان موفقيت آميز بار سوم او ۳ امتياز مي گيرد و اصطلاحا « دو گوش»مي آورد و سه بار مي تواند همان بازي را انجام دهد و يا مي تواند به اعضاي هم گروه خود واگذار نمايد باخت گروه وقتي اتفاق مي افتد كه تمام اعضاي گروه توسط گروه مقابل خاموش شوند يعني«قيط » هاي كشيده شده يا پرتاب شده توسط آنها هنگام نشانه گيري به سمت «گال » به تخته سنگ اصابت كند و اين بار تيم مقابل بازي مي كند و تيم خاموش شده به «گال » يعني به محلي كه « قيط» به آن طرف پرتاب مي شود مي روند .
اين بازي به همين صورت به تناوب ادامه دارد .
بازي آهو چره نيز تا حدود بيست سال پيش در منطقه ي شرق گيلان در شمار بازي ها و نمايشهاي مقدمه ي نوروز انجام مي شد. گروه آهوچره سه نفر بودند : بازيگر آهو،شعرخوان و توبره كش . محور بازي " آهو" بود . با وسايل مختلف چيزي شبيه كله ي آهو يا بز درست مي كردند ؛ برايش شاخ مي گذاشتند ،
گل و سبزه به شاخش مي زدند ، با مهره ي شيشه اي برايش چشم مي گذاشتند ، زنگوله به آن مي آويختند و آن را بر سر چوبي قرار مي دادند. بازيگر آهو گوني يا كيسه اي پارچه اي روي سر خود مي كشيد ، به طوري كه تمام بدنش را مي پوشانيد ، از داخل آن چوبي كه سر آهو بر روي آن قرار دلشت به دست مي گرفت ، به گونه اي كه به هيئت حيواني در مي آمو و با آن چوب مي تواند سر خود را حركت بدهد. نفر دوم گروه شعرهايي مي خواند و با خواندن شعر با چوبي كه در دست داشت نمايش را هدايت مي كرد .
نفر سوم توبره كش بود . هر سه با هم كوچه به كوچه به خانه هاي ده مي رفتند ، بازي آهوچره را اجرا مي كردند ، شعر مي خواندند و از هر خانه چيزي مي گرفتند ، بازيگر آهو در ميانه ي بازي غش مي كرد و تا تخم مرغ و يا چيز ديگري از صاحب خانه نمي گرفت حالش به جا نمي آمد .
بعد از خواندن شعر در يك خانه به خانه هاي ديگر ده مي رفتند و از صاحب خانه چيزهايي مثل برنج ،تخم مرغ و شيريني مي گرفتند. گروه آهوچره كارشان را ازغروب آغاز مي كردند و چند روستا و آبادي نزديك را مي گرديدند.
بازي آهوچره از شرقي ترين نقاط ايران تا حدود تنكابن و روستاهاي اطراف آن معمول بود و امروز نيز كم و بيش معمول است ..